محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
346
خلاصة الحكمة ( فارسى )
و فم رحمِ بعضى [ زنان ] مايل به يمين و بعضى به يسار است . و فم آن هميشه بسته مىباشد ؛ خصوص هنگام حمل كه اگر خواهند ميل باريكى در آن داخل نمايند ، به سبب كمال انضمام و بستگى ، به دشوارى داخل گردد . و امّا در حالت جماع ، به سبب كمال التذاذ و اشتياق ، دهن خود را بگشايد و منى را جذب و بلع نمايد ؛ زيرا كه بالطّبع شايقِ جذب و بلعِ آن است ؛ به حدّى كه به مساسِ ظاهر آن بدون دخول و ايلاج اگر انزال واقع « 1 » شود ، آن را جذب مىنمايد ؛ چنان چه نقل است كه : شخصى ، جاريه [ اى ] را در صغر سنّ - پيش از بلوغ - فرج او را داغ نمود . بعد التيام جراحت از آن منفذ بسيار باريكى - به مقدار آن كه خِنصرى به دشوارى در آن داخل گردد - ماند و تتمّه [ آن ] صلب - مانند كف دست - و در هم كشيده گرديد . و بعد بلوغ و هيجان قوّهء بهيمى و جبلّى ، شوهرى اختيار نمود [ و ] شوهر آن هر چند خواست كه دخول نمايد ممكن نشد [ امّا در يك ] وقتى در هنگام مساس ظاهرِ آن ، او را انزال شده و منى را جذب نموده [ و ] حامله گرديد . چون نه ماه شد و قريب وضع حمل ، اهل او مشوّش شدند . آخر الأمر در هنگام ولادت رأيشان بر آن قرار گرفت كه موضع منسدّ را چاك نمايند . دلّاكى به هم رسيد و آن را شكافت . صبيه تولد يافت و ليكن خراشى بر سر طفل به هم رسيده بود و طفل و مادرش هر دو سالم ماندند . و نقل معجزهء جناب ولايت مآب امير المؤمنين - صلوات اللّه عليه - مشهور است : كه جاريه [ اى ] شوهر ناكردهء بكر حامله گرديد و او را متّهم به زنا نموده [ و ] نزد خليفهء ثانى بردند در زمانى كه او غاصب خلافت بود . او حكم به رجم او « 2 » نمود [ و ] اتّفاقا در بين راه به آن حضرت - صلوات اللّه عليه - برخوردند و ماجرا را به عرض مقدّس رسانيدند . آن حضرت آنها را برگردانيد و به مسجد آوردند و از راه معجزه فرمودند كه « اين بكر است و زانيه نيست ؛ مردى با زن خود مجامعت نموده و آن زن در گرمى و زودى با اين مساحقه
--> ( 1 ) . الف : ( واقع ) حذف شده . ( 2 ) . ب : ( او ) حذف شده .